كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى
640
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )
عاشقان محزون بردند . مصرع تا سرافرازان سراندازان شدند و گردنكشان آستين افشان گشتند و مستان در سرور و مىپرستان در حضور آمدند . نظم « 51 » نشاط ابروى مىپرستان گشاد * ز نيروى مىروى مستان گشاد برافروخته روى ساقى چو ماه « 52 » * فروزانتر از زهره در صبحگاه همه پخته بودند ياران تمام * بجز باده كاو در ميان بود خام « 53 » ميرزا ابو القاسم بابر چند روز داد عيش داده به عشرت گذرانيد [ و صداى نواى آن بزم همايون به اوج گردون رسانيد ] « 54 » و ميرزا علاء الدوله چون خبر جشن ميرزا ابو القاسم بابر استماع نمود فرمان فرمود كه به آيين پادشاهى و قوانين شاهنشاهى جهت ختان ميرزا ابراهيم الطاف جشنى كه عقل از شرح آن حيران شود و بزمى كه نقل از وصف آن سرگران گردد ترتيب دادند . ذكر جشن سنت ختان ميرزا سلطان ابراهيم و شرح تزيين و آيين آن ميرزا علاء الدوله فرمود در وقتى كه سلطان گل
--> ( 51 ) . خمسهء نظامى و اسكندرنامه ص 187 و ص 189 . ( 52 ) . اسكندرنامه : فروزنده نوشابه در بزم شاه . ( 53 ) . ايضا : جز از باده . . . . ( 54 ) . نسخه : [ و جهت ورود اين بشارت به جانب برادران بزرگ به خراسان و عراق مسرعان دوانيد و آن دو پادشاه بزرگ استبشار نمودند و بيش از حدّ نشاط و خرّمى فرمودند ] .